![]() |
![]() |
|
| گر شما عاقلان دورانید...گریه شاه را بیاد آرید!!! |
|
ما داشتیم پستی بس خفن میزدیم که بناگاه برق رفت،اینجا تهران است صدای منرا احتمالا از پایتخت میشنوید ولی زرشک که چالوس برقش اینقدر مسخره نمیرود!!!
خلاصه اینکه پست ما به سرای باقی شتافت...ما داشتیم در مورد انتخابات در چالوس پست میزدیم که با همکاری ایادی استکبار جهانی برق کل تهران قطع شد که دست ما از افشاگری کوتاه شود،ما اینجا دوباره مجبوریم پست بزنیم ولی ایندفعه اسمی بزبان نمیاوریم که ضایع نشود!!! این اخبار کاملا موصق بوده،توسط تعداد زیادی از ملت همواره در صحنه خوابگاه تائید گردیده است،اتفاق بعدی را ما میخواستیم ننویسیم ولی دیدیم موضوع برای وبلاگ کم است پس مینویسیم برای عبرت سایرین!!! -آدم ربایی در ساعت 9:30 صبح!!! یکروز ما کلاس داشتیم،ما رفتیم سر کلاس و بعد برگشتیم،آنروز روز سه شنبه بود و ما ظهرش پترولوژی داشتیم. ما با دکتر کریمی اینها که مهندسی داشتند خداحافظی کرده و سوار تاکسی شده به منزل مراجعت فرمودیم،ما سر فرعی بودیم دیدیم یه صدای پا میاد...صداهه خیلی نزدیک بود...یک چیزی تو مایه های در حلق من!!! ما برگشتیم ببینیم جریان چیست...پشت سر ما یک آقایی بود که احتمالا معتاد بود چون قیافه داغونی داشت،وی قصد داشت دقیقا چکار کند نمیدانم ولی من فقط میدانم که وی را هل داده،سپس یک فقره جیغ مبسوط کشیدیم...وی متواری شد،شوهر زهرا خانم با برادرش وی را با ماشین رفتند ولی وی نبود در کلهم کوچه پس آنها بازگشتند...در حال حاضر اجمعین کوچه خزر بر علیه وی بسیج گردیده اند تا وی را بزنند بکشند! ما خودمان یک ساعت و خرده ای گریه کردیم آنروز...ما سرکلاس پترو هم رفتیم مگر الکی است؟! -دعوا بگیریم یا کارت نشون بدیم؟! امروز دانشگاه را دعوا گرفتند،امروز نزدیک بود ما از داشتن عنصری بنام خوشحال محروم شویم!!! امروز ما صبح کلاس داشتیم...امروز هم اتفاقا سه شنبه بود...وقتی صبح زود به درب دانشگاه مراجعت کردیم یک برادری که اعصاب نداشت با خوشحال دعوا کرد،وی ها زد و خورد نموده خوشحال درب را بر برادران ببست و ما رفتیم سرکلاسمان...خبر رسید که برادران از ورودی خواهران عبور و مرور میکردند چون خوشحال درب را باز نمیکرد!!! خلاصه امروز در دانشگاه چالوس،ماتریکس 5 نمایش داده شد!!!(ماتریکس 4 جلوی خوابگاه بود!!!) -ماتریکس 4 یا بیا رای بده؟! این رای دادن در دور دوم هم ماجراهایی داشت،ارسال گروه صلح و دوستی به روستاها،دادن کارت شارژ ایرانسل به فقرا-یعنی دانشجویان-خریدن شناسنامه به قیمت 40 تومان،شام،ناهار،صبحانه و اینها به وفور موجود بود...همه عاشق بودند-یکی از نمایندگان در میتینگش گفته بود بجان خودم-و اینجوری شمع بود و بلبل بود و اینها تا زمان رای گیری...در اصل تا وقتی اعلام شد محسنی برنده شده...ناگهان شمعها به مشعل و بلبلها به پتروداکتیل و پروانه ها به آرکئوپتریکس مبدل گردیدند!!! قمه امد و قمه کشی...آنهم جلوی خوابگاه دانشگاه آزاد،خدایی چه صلح و صفایی دارد خوابگاه!!! یکروز آب گرم ندارند،یکروز گاز ندارند،برق ندارند،رعد و برق میزند خشکشان میکند،سیل میبردشان،میلرزند،میترکند،خلاصه حال میکنند...حالا جریان چی بود؟هیچی،برادری با افرادش و قمه و اهل و عیال آمده بودند اجرای صله رحم،و بیان نسبتهای خویشاوندی...برادران 110 هم صله را به اوج خودشان رسانیدند!!! بدین سان ملت خوابگاه آنروز بشدت خوش گذرانیدند...فیلم این مبحث گویا موجود است ولی من ندارم!!! -فیلد؟! ای دایک....!!! |
|
+ وقوع زلزله در
چهارشنبه 1387/02/11ساعت 2:3 قبل از ظهر توسط سیاهپوش |
|
|
دوران پرکامبرین پتروداکتیل مخزن |
| این زمین شناس |
دکتر تقوی،فوق دکترای حذف،فوق تخصص چکش،دارای بورد تخصصی روان شناسی سنگها
|
|
RSS
|