تبليغاتX
رویاهای یک سیاهپوش

رویاهای یک سیاهپوش

رنگهای کشورم به جان هم افتاده اند

کار میکنیم،پس هستیم!!!

ما به عنوان یک انسان شاغل و فعال در امور فروش خانه و بستن خالی و گول زدن ملت همیشه در صحنه به خویش خود افتخار میکنیم که تاکنون موفق به بستن دو قرارداد مشارکت شده ایم و اینجوری ما قرار است این ماه کلی حقوق و کمیسیون بگیریم،ما در این هفته سه عدد دعوا،یک عدد بازداشت و کلی چیزهای باحال دیگر در بنگاه مشاهده کردیم و اصولا بنگاه مکانی است ایده آل من،و احتمالا ما نیز یک مشاور ایده آل برای بنگاه چون دارای ظرفیتهای فراوان برای دعوا کردن یا گرفتن هستیم!!!
این هفته یا هفته بعد حقوق میدهند،ما شب که میرسیم خانه در محل کار ما گرگ دارد،سگ دارد یک عالمه،محل کار ما از دانشگاه حصارک بالاتر است و خیلی محیط مخوف است،ما به خانه که میرسیم تنها کاری که میکنیم آماده کردن ناهار فردا و سپس آنگاه خوابیدن است،شاید نیم ساعت اینترنت...این زندگی واقعا خسته کننده است!!!


 

نوشته شده توسط سیاهپوش در سه شنبه 1387/11/29 ساعت 0:22 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


توی ده شلمرود...

منوچهر احترامی،نویسنده و طنز پرداز بزرگ کشور،دیشب بر اثر نارسایی قلبی به دیار باقی شتافت،روحش شاد یادش گرامی!!!

من سالهای سال است که در گل آقا کار میکنم،در این مدت خیلی از عزیزانی را که میشناختم از دست دادیم، آقای صابری،آقای صلاحی،آقای گلستانی که استاد شعر من بودند و حالا آقای احترامی...آقای احترامی را دوست داشتم،مرد خیلی خوبی بود،بزبان ساده خیلی باحال بود...کتابش را دوست داشتم،نوشته های شیرینش را و این مباحث بچه ها منهم بازیش را که عاشقش بودم،یکی از کارهایی را که در این سبک نوشته بودم هم در کتاب اول بچه ها منهم بازی چاپ کردند...من دیگر فضا بودم!!!
خیلی دردناک است آدمی را که اینطور دوستش داشتی از دست بدهی،خبر خیلی ناگهانی بود،همین الان از سر جلسه امتحان فوق برگشتم،خیس و خسته و کوفته و داشتم ناهار میخوردم که بروم سرکارم،شبکه خبر روشن بود تا فوتبال ببینم که یکدفعه اینرا زیر نویس کرد...شوکه شدم،هاج و واج تلویزیون را تماشا میکردم،درست عین وقتی که معلمم زنگ زد و فوت آقای صابری را تسلیت گفت...زنگ زدم مجله،گفتند دیشب فوت کرده...داشتم دیوانه میشدم،الان صفحه کلیدم کاملا خیس است و هنوز نمیتوانم باور کنم...او زنده است، تا وقتی کودکان ما از خواندن کتاب "حسنی نگو یه دسته گل" لذت میبرند یاد او و خاطراتش زنده است!!!


 

نوشته شده توسط سیاهپوش در چهارشنبه 1387/11/23 ساعت 2:27 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت