![]() |
![]() |
|
| گر شما عاقلان دورانید...گریه شاه را بیاد آرید!!! |
|
ما اینجا همانند تماشاگران مشتاق فوتبال داریم بالا پائین میپریم و امیدواریم یکی از این آتشفشانهای بی حال ایران یک فورانی بکند حالی ببریم!!!
عکسهای امروز،حاصل ماموریتی است که جناب مهندس پورفرضی رفته اند و لطف کرده مقادیری از عکسهای این عزیز دل-تفتان-را برای ما ارسال فرموده اند،ما نیز میخواهیم حالی به جامعه زمین شناسی بدهیم و اصولی عسکهای تفتان را بگذاریم و عکس سیل بگذاریم و سیل پدیده خفنی است!!! ******************************************************************************** عکسهای تفتان/بزمان-مهندس هادی پورفرضی/سازمان زمین شناسی: 1/آگلومرا...آگلومرا شبیه کنگلومرا است،یعنی میشود پسرخاله وی!فقط برادر کنگلومرا عین بچه آدم در رودخانه و دریا و بوسیله آب تشکیل میشود ولی آگلومرا حاصل جوش خوردن سنگها و خاکسترها و اینها بهم است،حالا مگر مرض دارد جوش میخورد؟خوب چون این عزیزان نوک قله آتشفشان هستند و گدازه داغ است گویا و جوش میدهد اینهارا باهم!!! ![]() 2/بازالت تفتان...در کنار دریا و رودخانه سنگهای خسته ای بنام چرت و کنگلومرا یافت میشود،در نواحی آتشفشانی بازالت!!!بازالت همان گدازه سرد شده گشته شده است،بازالت دارای خلل و فرج زیادی است این سنگ،بازالت سنگی خسته است که خیلی زیادی تر از چرت مشاهده میشود!!! ![]() 3/این عکس بزمان است،بزمان دوست و برادر ماست!!! o.O ![]() 4/کراتر تفتان...کراتر همان دهانه آتشفشان است،ولی بالاخره زمین شناس جماعت باید به نحوی ثابت کند که زمین شناس است،پس بدان میگوئیم کراتر...حالا این کراترش چرا یخ بسته؟این مبحث در این مقال نمیگنجد فقط این که این دهانه بسکه تفتان بی ذوق است و فوران نکرده شده دریاچه بعد یخ بسته...ایش!!! ![]() 5/تفتان...عشق،زندگی،حیات،هستی هر نوع زمین شناسی به یک آتشفشان وابسته است،ما به انواع آتشفشانهای ایران و جهان بشدت عشق میورزیم...تفتان فوران کن!!! ![]() 6/سیل...سیل پدیده ای خفن است،در این پدیده بعلت بارش فراوان باران و بی جنبه بودن محیط و اینا این آبهای عزیز روی زمین جاری شده سیلیده میگردند...سیل خیلی آبهای زیادی است که گلی است عین این عکس و قدرت دارد این هوا،ما برای ژئومورفولوژی-حال کردید اسم واحد را؟!-رفته بودیم یک خراب شده ای،بعد کمی باران آمد بعد رودخانه که از جوب آب کمتر آب داشت شد همانند جوبهای چالوس در زمان بارانهای آنتی-کجوریسم!!! ![]() |
|
+ وقوع زلزله در
یکشنبه 1386/11/28ساعت 2:31 قبل از ظهر توسط سیاهپوش |
|
|
مدیریت محترم ساختمان ما امروز صبح گویا میخواسته برود حمام بناگاه یادش میاید که دزدی عزیز مشعل را برداشته برده،وی سپس آنگاه میرود مشعل میخرد،وی الان درب موتور خانه را به چندین قفل در انواع مختلف آراسته است و یک کلیدی به این اندازه بما داده که عزیزان ساکن مجتمع این کلید موتورخانه است!!!
ما از وی به عنوان مدیریت محترم ساختمانی که مشعل 380هزارتومانی خریده و ما باید علاوه بر هزینه آیفون تصویری و دربازکن پارکینگ مبلغ 38تومان دیگر هم بدهیم تقدیر و تشکر و قدردانی مینمائیم شدید!!! |
|
+ وقوع زلزله در
پنجشنبه 1386/11/25ساعت 11:18 بعد از ظهر توسط سیاهپوش |
|
|
قدیم ندیم ها،آن موقع که هنوز تمام خانه ها گازکشی نشده بودند و عده خیلی کمی گازداشتند...یعنی زمانی که من کودکی 2-3ساله بودم و تازه جنگ به پایان رسیده بود برفهای تهران بشدت خفن مینمودند!!!
من دقیقا یادم است که کوچه ما دارای سه عدد خانه بود،خانه ما سمت راست،خانه دوستم سمت چپ و خانه پسرهایی که با من در کوچه گل کوچک بازی میکردند یا با کمک هم به بچه های محلات دیگر حمله میکردیم هم وسط خانه های ما قرار داشت،خانه های آن زمان فوق العاده بزرگ و درست حسابی بود و با بخاری نفتی گرم میشد!!! وقتی پدرم در زمستان برفهای خانه ما را پارو میکرد و به کوچه میریخت و بقیه همسایه ها هم دست به چنین اقدامی میزدند،یک تپه برفی بسیار بزرگ درس وسط کوچه درست میشد،بعد بچه های بزرگتر کوچه دست بکار میشدند و یک سرسره برفی محشر با پله و دو سرسره درست میکردند...و آنوقت دیگر ما به هیچ عنوان خانه نمیامدیم!!!! برفی که آن موقع میامد و کسی آخ نمیگفت اگر الان با این شوفاژهای سوسولی مسخره بیاید زندگی همه فلج میشود،درست مثل برف تهران که تا چندین روز ما بصورت هم آغوش با شومینه بودیم و بازهم سردمان بود...آن موقع بخاری نفتی های بزرگ و کرسی بامزه ای که در خانه ها علم میشد گرمابخش اتاقهای بزرگ بود...هیچکس احساس سرما نمیکرد و یا اینجوری همینجوری الکی سرما نمیخورد!!! یادش بخیر...یادآن خانه های قدیمی فوق العاده بزرگ و راحت بخیر و لعنت بر قوطی کبریتهای دراز و بی قواره ای که جای آن خانه های پراز خاطره را گرفته اند...خانه های مسخره 97متری!!! تمامی ان خانه های زیبا کوبیده شدند و چیزهای مسخره ای بنام مجتمع ساخته شدند،واحدهای فسقلی بدرد نخور...با ازدحام شدید جمعیتی که همه سعی میکنند لبخند بزنند و حال همدیگر را جویا شوند و پدیده مسخره ای بنام موتور خانه!!! موتور خانه مبحثی است که وظیفه رساندن آب گرم و گرما را به تمام واحدهای مجتمع دارد،این پدیده خسته در عصر جمعه بطور کلی بی فایده است...گرمای موتور خانه به درد لای جرز دیوار میخورد مسلما و شوفاژ هم چیزی سوسولی و چرت است...حالا خیلی گرما میدهد این شوفاژها الان خاموش است،چرا خاموش است؟چون برادر دزد آمده مشعل موتورخانه ما را دزدیده برده،حالا وی چطوری وارد ساختمان شده؟احتمالا فقط خودش و مشعل میدانند...ما الان چکار میکنیم؟همانند بید میلرزیم!!! از دزد محترم خواهش مندیم مشعل را بیاورد بگذارد سرجایش،مدیر مجتمع تصمیم گرفته آیفون تصویری و درب پارکینگ دارای تکنولوژی بگذارد و ما همینجوری باید 200هزار تومان به وی بدهیم...آب گرم نداریم،پس خواهش میکنم اگر آدمی بیاور مشعل را بگذار سرجایش...البته اگر آدم بودی مدیر مجتمع را ترور میکردی!!! |
|
+ وقوع زلزله در
پنجشنبه 1386/11/25ساعت 1:58 قبل از ظهر توسط سیاهپوش |
|
|
تهران را عشق فرا گرفته بطور وحشتناکی،همه جا قلبهای این قدری قرمز و صورتی زحلم و عروسکهایی بسیار وحشتناک دیده میشوند که قرار است گویای عشق باشد وحشتناک،برای مثال آن گودزیلای قرمزی که ما امروز دیدیم خیلی گویای عشق بود مخصوصا دندانهای یک متری اش!!!
تمام اجناس موجود در مغازه ها،چه زشت و چه زیبا بداخل ویترین آورده شده اند و با قیمتی برابر قیمت اجداد انسان آدمی به انسانهای مشتاق ابراز عشق عرضه میشوند،برای مثال یک اسب آبی قرمز زحلم 39000تومان بود و این اسب آبی شاید 20سانت هم نمیشد!!! انواع مگس در ابعاد این هوا با یک پاپیون قرمز مسخره روی سرشان نماد عشق بودند،انواع گودزیلا،عروسکهای زشت عصر یخبندان،خرسهایی که لباسهای خفنی بتن داشتند،اسب،الاغ و انواع حیواناتی که سالیان سال است که نسلشان منقرض شده!!! و اما عروسک این فصل...مرغ ماهیخوار!!! این عروسک یک موجود گرد کروی زشت کرم رنگ است که یک بند انگشت بال دارد و یک ذره پا،بقیه صورت وی را چشمان بسیار وحشتناک بزرگش فرا گرفته و یک مثلث متساوی الساقین مشکی که احتمالا نوک وی است و از نوک سر تا پایش را فرا گرفته!!! همچنین طرف شوکولات نیز نمیتوانستید بروید،قیمتهای عجیب غریبی بواقع در مغازه ها یافت میشد،برای مثال ده عدد شکلات قلبی این قدری که در عرض سه ثانیه بلعیده میگشت نزدیک 20تومان آب میخورد!!! ********************* ما همینجا روز ولنتاین را به شما عزیزان مشاهده کننده وبلاگ تبریک و تهنیت عرض مینمائیم و امیدواریم همگی روز ولنتاین کادوهای جینگول پنگول دریافت بنمائید!!! |
|
+ وقوع زلزله در
سه شنبه 1386/11/23ساعت 11:24 بعد از ظهر توسط سیاهپوش |
|
|
هرسال،شب قبل از 22 بهمن ما به خانه مادربزرگمان میرویم چون به میدان آزادی بشدت نزدیک است و وقتی آتش بازی میکنند ما بطور مخوفی در حلق آنها هستیم و خیلی لذت معنوی دنیوی اخروی میدهد بما شدید،امسال هم همانند سالهای قبل برفتیم ولی بطور وحشتناکی حتی فشفشه هم نزدند!!!
به کلیه دوستانی که فردا میخواهند از ترمینال اتوبوسهای بین شهری میدان آزادی و ترمینال شرق استفاده کنند خواهش مندیم استفاده نکنند چون به یمن یوم الله 22بهمن ترمینال تعطیل بوده ملت را به ترمینال جنوب میبرند!!! و همچنین کلیه عزیزانی که قصد عبور و مرور از نزدیکی میدان آزادی را هم دارند بهمین صورت بدین سبب که دوسال پیش ما حدود 4ساعت طول کشید تا از خیابان معراج به خیابان دادگران برسیم...همین امشب هم که داشتیم برمیگشتیم سر خانه زندگیمان کل خیابان را داشتند زینت بندی و جینگول بندی میکردند و دکه صلواتی میزدند شدیدا وسیعا و از این داستان اخلاقی نتیجه میگیریم فردا یا برویم تظاهرات یا بگیریم بخوابیم!!! از اینرو که امروز محله ما نارنجک باران بود بهمین دلیل وقوع چهارشنبه سوری را به اجمعین علاقمندان به انفجار تبریک و تهنیت عرض میکنیم...همچنین ما امروز چنان بلند داد کشیدیم ساعت 9 در پشت بام که همسایه بغلی که آمده بود تکبیر بگوید شهادتین را گفته سپس سکته کرد!!! |
|
+ وقوع زلزله در
دوشنبه 1386/11/22ساعت 1:28 قبل از ظهر توسط سیاهپوش |
|
|
دوران پرکامبرین پتروداکتیل مخزن |
| این زمین شناس |
دکتر تقوی،فوق دکترای حذف،فوق تخصص چکش،دارای بورد تخصصی روان شناسی سنگها
|
|
RSS
|