![]() |
![]() |
|
| گر شما عاقلان دورانید...گریه شاه را بیاد آرید!!! |
|
نمایشنامه: //انتخاب واحد،در دانشگاه آزاد چالوس// -نما/داخلی/راهروی طبقه دوم ساختمان علوم پایه: (یکی از مراقبین بسیار خشن میاید بالای سر یکی از بدبختان
حاضر در جلسه) -اه...راستش برادر کوچکترم عادت دارد روی دستم نقاشی
بکشد!!! (یکنفر داد میزد) (همه بصورت کف کرده به جمعیت زمین شناس در حال ورود به
دانشگاه خیره میشود) (زمین شناسان وارد دانشگاه شده،وارد ساختمان میشوند) -این کنگلومراها هنوز امتحان دارند؟! (زمین شناسان با نیش باز به کنگلومراها خیره شده همگی به
برد هجوم میاورند) --دفتر آموزش زمین شناسی/دوربین روی قیافه شادمان مسئول
آموزش زوم میکند: -چرا نمره ها نیومده؟(در حال گفتن چیزهای خوب خوب به اساتید
محترم!!!) (ملت تهرانی حاضر در دفتر رسما انقلاب میکنند) -حالا که اصرار میکنید فقط سه نفر میتوانند انتخاب واحد
کنند!!! (ملت تهرانی در حال احداث گیوتین در محوطه دانشگاه هستند) -حالا که فکرشو میکنم میبینم چهارنفر میتونن!!! (دانشجویان تهرانی با شگفتی به خانم فلانی که دارد صبحانه
میخورد خیره میشوند!!!) (ملت تهرانی احساس میکنند دلشان میخواهد یکنفر را لینچ
کنند) -اه بازم برگشتید؟! -نما/صف جلوی مالی: -حالا شما ورقه بده من پرداخت میکنم... -نه اول برو این 16000تومن رو بده!!! |
|
+ وقوع زلزله در
شنبه 1386/11/20ساعت 10:34 بعد از ظهر توسط سیاهپوش |
|
|
ما فردا برای انتخاب واحد به چالوس میرویم،البته فردا جمعه است گویا و روز شنبه انتخاب واحد است ولی ما باید یکروز زودتر تشریف ببریم چالوس همراه بابای محترممان،بابای ما حتما باید بیاید و اگر نیاید اصلا نمیشود،او اگر بدون پول نیاید من او را در خانه راه نمیدهم!!!
ما امروز احساس کردیم که باری ما گویا دختریم پس گویا پوتین معدن برای دختر مناسب نبوده باید دخترهای جامعه کفشهای ژیگول بپوشند،ما کفش ژیگول پوشیدیم و رفتیم تحریریه...ما الان داریم از پا درد تلف میشویم میگردیم چون کفش ژیگول چیز بسیار خوب مزخرفی است،ای پوتین معدن دوستت دارم!!! ما امروز بصورت عاشقانه ای به گالری دریای نور رفتیم،ما در آنجا سنگهای فراوان مشاهده میکنیم و سنگ چیز خیلی خوب است و من عشق دارم سنگ را و سنگ هم همینطور و ما امروز در گالری دریای نور یک فیروزه چینی شکاندیم همانند سنگ چخماق جرقید و ما کشف کردیم فیروزه چینی هم سنگ است بدبخت بینوا برای خودش!!! ما میخواستیم آمتیست بخریم،این آمتیست سنگی بنفش و زیباست که میتوان فلوریت را هم بجای آن تراشاند و به خلق الله فروخت و ثروتمند شد...این سنگ گران است...من آمتیست دوست دارم شدیدا وسیعا ولی گویا وی مرا دوست ندارد،پس من سنگ ماه خریدم که سنگی بس شگرف و گوگول است!!! ما همچنین فلوریت سبز دیدیم...خدایی این فلوریت سنگ سرکار گذارنده خوبی است!!! ما داشتیم در میدان ونک راه میرفتیم یک خواهری که بینی اش مشخص بود آمد گفت دخترم این چه وضعی است؟ما به وضعمان نگاه کردیم،شلوار ما شلوار فیلد بود و آثاری از معدن زغال سنگ روی آن بچشم میخورد و همچنین معادن دیگر،کفش ما از سفید به قهوه ای تغییر رنگ داده بود و قیافه ما شبیه شمر بن زالجوشن بود!!! ما وی را با خشانتی بی سابقه نگریستیم: من:*خشانت مطلق*چیه؟! خواهر:*متاسفانه چون فقط دماغش معلوم است نمیشود دید چه شکلی است*چرا چکمه پایت است؟! من:*در حال انفجار به سبک یک کوه آتشفشان نوع اسیدی*الان این گیره تو داری بمن میدی؟نه جان من دلیل بهتری پیدا نکردی؟! خواهر:چکمه در این هوا خوب نیست،بعدهم باعث میشود مردها نسبت به او نظر بیابند!!! من:*متمایل به کشتن اطرافیان*(دسترسی به این جواب بعلت مغایرت با قوانین بلاگفا ناممکن است!!!) خواهر:بابا بیخیال!!! مقادیری جروبحث صورت گرفت،خواهران دیگری آمدند و وقتی دیدند من کم مانده بزنم یکی را محض خنده بکشم رفتند و گفتند دیگر چکمه نپوش،آنها هم نمیگفتند من دیگر هرگز تحت هیچ شرایطی چکمه نمیپوشیدم...همچنان پوتین معدن دوستت داریم!!! |
|
+ وقوع زلزله در
پنجشنبه 1386/11/18ساعت 10:46 بعد از ظهر توسط سیاهپوش |
|
|
ما هم اکنون به سلامتی در تهران بسر میبریم زیرا بدین علت که امتحانات ما به پایان همی رسید و امیدواریم خدای متعال که همواره طرف دانشجویان است به پاس شدن درس چرت مبانی کامپیوتر کمکهای عظیمی بفرماید الهی!!!
دوعدد از امتحاناتی که بشدت وحشت داشتیم بیفتیم با موفقیت پاس شد،درس اقتصادی با نمره 16 که یکی از نمرات خوف کلاس بود و ژئوشیمی که 12.5 گشتیم و صحبتی در موردش نداریم چون مسلما فقط نمره خوش خط نویسی را من گرفتم در ژئوشیمی،باتشکر فراوان و وحشتناک از مهندس اسماعیلی!!! تهران به صورتی وحشتناک سرد است،ما دیروز که وارد تهران شدیم ناگهان دلمان برای چالوس تنگ شد و قصد کردیم برگردیم چالوس همان زمان و والدین عزیزمان ما را بیل جمع کرده به خانه انتقال دادند...ما یخ زدیم!!! امروز هوا بصورت وحشتناکی کثیف و سرد بود،وارونگی هوا رسما دارد خفقان به بار میاورد در تهران،ما اول فکر کردیم مه تهران را فرا گرفته ولی آیا مه خاکستری است؟آیا مه خفه میکند؟آیا مه بدبوست؟جواب کلیه سئوالات فوق نه است پس بدین صورت نتیجه میگیریم هوای تهران گند است!!! ما امروز عملیاتی انتحاری انجام دادیم...ما یک انگشتر نقره خریدیم 24تومان،مامان من بشدت شادمان و خوشحال بود همینجوری و بابای من که دیگر در اوج ابرها بسر میبرد،از این رو احتمال دارد من امشب به دست عوامل ناشناس بقتل برسم یا بیدارشوم ببینم ای بابا من چالوسم یا در کوه بسر میبرم به طرز مشکوکی!!! ما فردا به تحریریه میرویم...ما خیلی کارهای زیادی آماده کردیم برای تحریریه ولی ناگهان از خواب پریدم...احتمالا من تنبل ترین مخلوق خداوند هستم چون امروز بصورت 24ساعته خواب بودم!!! |
|
+ وقوع زلزله در
چهارشنبه 1386/11/17ساعت 10:49 بعد از ظهر توسط سیاهپوش |
|
|
دوران پرکامبرین پتروداکتیل مخزن |
| این زمین شناس |
دکتر تقوی،فوق دکترای حذف،فوق تخصص چکش،دارای بورد تخصصی روان شناسی سنگها
|
|
RSS
|