![]() |
![]() |
|
| گر شما عاقلان دورانید...گریه شاه را بیاد آرید!!! |
|
ما امروز بسیار کلاسهای بامزه ای داشتیم،یکی از این کلاسها مبانی کامپیوتر به تدریس بانو چوئی...چیز یعنی خانم دکتر فامیلی بود،وقتی وی وارد کلاس شد احساس خاصی بما دست داد،احساس خاصی همانند اینکه بزبان خوش برویم حذف کنیم...بجان خودم قیافه اش از بلاتریکس خشنتر بود!!!
وی آمد سرکلاس و هانی تذکر داد که وی بانو چوئی است ولی من نظر دیگری داشتم که نمیگویم بد است!!!
ما امروز همچنین با دکتر کی نژاد زمین ساخت نیز داشتیم،ما پنج صفحه جزوه نوشتیم بصورت بکوب ولی آخرش هم نفهمیدیم فرض با ساختمانی در گیگا بودنش بود یا در مسخره کردن ما؟!
وقتی کلاس تمام شد ما بصورت جت به خانه برگشتیم و بصورت جت به ترمینال مراجعت کردیم،ترمینال مملو از برادران و خواهران دانشجوی سال اولی تفلکی خوش خیالی بود که برای عید به خانه میرفتند و هرکدام یک چمدان هم قد خودشان لوازم جمع کرده بودند،و البته عده ای سوغاتی هم خریده بودند!!!
ما سوار اتوبوسی شدیم که عین این کارتونها همه اجزایش را با چسب زخم بهم متصل کرده بودند،راننده آن بجای سبیل،74بیل و هفت تا خاک انداز داشت!!!
وی خیلی قشنگ رانندگی میکرد بخدا،ما در ماشین خیلی دخترهای دانشجو بودیم و من در مقام خواهری هیچ کدام را نگاه نکردم چون یک مادری با بچه اش و بقچه شان کنار دست من بودند که حال کودکش خوب نبود و ما هم حالمان بد شد اندکی!!!(ایششه)
ما در ماشینمان دو عدد بخم بشدت درجه بالا هم داشتیم،آنها به جواد گفته بودند زکی برو جلو بوق بزن!!!
وی ها بصورت مستمر در حلق خواهران بودند،اگر اتوبوس به سمت جنوب میرفت کله این عزیزان به سمت شمال بود و نیششان تا شرق و غرب گسترش یافته بود!!!
یک عزیزی در ماشین ما بود که خواهر بود و وی را جو بطور مبسوطی گرفته بود و وی پشت سر این برادران بخم قرار داشت و شالش را کلا برداشت و اینجوری بود که برادران بخم رفتند فضا به گمانم!!!
یکی از خواهران ترم اولی رشته فیزیک هم بود که بشدت آنجا لازم بود و آقاهه نگه نمیداشت و وقتی در پمپ بنزین نگهداشت این خواهرمان زودتر از آقای راننده پرید پائین!!!
سپس آنگاه برادر راننده برای افطار نگهداشت،ما داشتیم افطار میکردیم فقط نمیدانستیم چرا این برادران بخم در حلق ما جلوس کرده بودند و چیزهای زیادی میگفتند...(...)!!!!
سرانجام ما به تهران رسیدیم...آخجون!!!
****************************
--->عوامل توریستی چالوس و مسیر کندوان:
1.دانشگاه آزاد واحد نوشهر چالوس پذیرای شما عزیزان است
2.چالوس نت خیلی وقت است بسته است،اگر خبری دارید بدهید و عده زیادی را از نگرانی نجات بدهید
3.رایانت و راه سبز را عشق است!!!
4.مسئول کافی نتی که در کوچه معراج واقع شده و نام کافی نتش ارسطو است بسان سگ میماند با آدم!!!
5.داخل کوچه ما گسل عمل کرده آسفالت به عمق نیم متر اضمحلال پیدا کرده،بچه ها متشکریم!!!
6.سرویس ساعت 4 را هرگز سوار نشوید،روی بوفه هم مسافر میزند!!!
7.یکجایی جاده پیچیده بود ولی برادری نپیچیده بود...عده زیادی در کف درخت و ماشین مانده بودند!!!
8.سهمیه بندی بوق است از قرار معلوم،جاده بصورت وحشتناکی شلوغ بود به سمت چالوس!!!
9.ما در دانشگاهمان یک الیاس داریم به چه نازی...ای جان!!!
10.الیاس دوست داریم!!!
11.مودم ما مارا بدبخت کرده بود دیر زمانی ولی الان درست شد،با تشکر از آناکین
|
|
+ وقوع زلزله در
جمعه 1386/07/20ساعت 0:36 قبل از ظهر توسط سیاهپوش |
|
|
ما هم اکنون از تعیین سطح بازگشته ایم و در کمال حیرت و شگفتی ترم آخر افتادیم!!!
آن آقاهه که تعیین سطح میکرد ورقه کتبی ما را صحیح کرد و کف کرد و چون زیرا همه سئوالات ما درست جواب داده شده بود و بعد خیلی حرف زد بزبان اصلی و ما کم نیاوردیم عجبا و بدین صورت بود که ما در ترم آخر قرار گرفتیم و میرویم امسال و بعد دیپلم کیش ایر میگیریم و چه حالی داد اینطوری هلو پوست کنده شد این دیپلم...بعدش میخواهیم برای تدریس اقدام کنیم...ایول خودمان!!! الان ما در کافی نتی هستیم که گونی های زیادی به دوروبرش اویزان است و داشتیم خفه میشدیم به کسی بگوئیم اینطوری خفن قبول شدیم آمدیم وبلاگمان را بروز کنیم اقلا خفقان نگیریم!!! |
|
+ وقوع زلزله در
چهارشنبه 1386/07/18ساعت 3:57 بعد از ظهر توسط سیاهپوش |
|
|
ما را همي امروز قصد كرديم برويم زبان بخوانيم و اصولا زبان چيز خوبي است ولي ما از ساندويچش خيلي بدمان ميايد...اصولا زبان آموزي خوب است ولي چطور دلتان ميايد اجزاي بدن گاو و گوسفند بدبخت را ميخوريد؟آدمخوارها!!!
ما چندروز پيش رفتيم كيش اير و آن خانمه كه همه اش مارا دعواميكرد مارا شناخت و گفت چرا تو امده اي گفتم آمده ام همي ثبت نام بفرمايم...وي اندكي چپ چپ مرا خيره شد و براي امروز مرا وقت مصاحبه داد همي...حال ما بايد برويم در آنجا انگليسي بلغور بفرمائيم ببينيم چي ميشه!!! |
|
+ وقوع زلزله در
چهارشنبه 1386/07/18ساعت 1:47 بعد از ظهر توسط سیاهپوش |
|
|
نمايشگاه بين المللي كتاب در دانشگاه بين المللي چالوس برگزار شده است،كتابهاي بسيار مشهوري همانند هري پاتر و محفل ققنوس،بزبز قندي و حسنك كجايي در نسخ فراوان در اين نمايشگاه وجود دارد.
دانشجويان رشته هاي مختلف در اين نمايشگاه ميتوانند كتابهاي رشته هاي پرستاري و مامايي را تماشا كنند و لذت ببرند و مسلما نبايد رشته خودشان را جزو رشته هاي اين دانشگاه بشمار بياورند!!! هر دانشگاهي اصولا كافي نت دارد،كافي نت مكاني است كه رايانه هاي فراوان به سروري متصل شده و باعث شادي دل جوانان اين مملكت ميشود،دانشگاه آزاد اسلامي واحد نوشهر چالوس داراي سيستم بسيار منحصر به فردي است...شما وارد كافي نت ميشويد،خانم مسئول مهربانانه از شما مي پرسد كارت داري يا نه؟آيا منظور او كارت كتابخانه است؟نه اي بوق...منظور او كارتي براي اتصال به اينترنت است و اينجا سئوالي پيش ميايد...پس منظور از كافي نت دانشگاه چيست كه ميگويند ارزان است؟ احتمالا مقصود بوق است!!! ****** ماه رمضان است،ماه مهماني خداوند،ماه نشان دادن فيلمهايي كه پتروس نقشي اساسي در ان دارد!!! هر سال تلويزيون لطف ميكند مسخره ترين و خنده دار ترين فيلمهاي دنيوي اخروي را براي ما پخش ميكند كه ما ارشاد شويم و حالش را هم ببريم و اين برادر شيطان پاي ثابت فيلمهاي صدا وسيماي عزيز است!!! |
|
+ وقوع زلزله در
سه شنبه 1386/07/17ساعت 10:59 قبل از ظهر توسط سیاهپوش |
|
|
دوران پرکامبرین پتروداکتیل مخزن |
| این زمین شناس |
دکتر تقوی،فوق دکترای حذف،فوق تخصص چکش،دارای بورد تخصصی روان شناسی سنگها
|
|
RSS
|