![]() |
![]() |
|
| گر شما عاقلان دورانید...گریه شاه را بیاد آرید!!! |
|
گزارش ميتينگ ارزشي سايت فراجهاني جادوگران
به قلم :رودولف لسترنجس تصويربردار:موبايل رودولف لسترنجس صدابردار:مانتيمورت لسترنجس كارگردان:بلاتريكس لسترنجس مديرتداركات:گل گوشتخوار بليز بازيگران:رودولف،آني موني،استرس،سالازار،دوست سالازار،لي جردن،فرازپاتر،كالين،هاگريد،پروفسور بينز،بلاتريكس،شارار،بلاتروف،مانتيمورت،گل گوشتخوار،لئوناردودي كاپريو،دانيل رادكليف،وغيره!!! اسامي عين بچه آدم بازيگران:سيما،حسين،توحيد،عليرضا،دوست عليرضا،مهرداد،شهاب،بهاره،شراره، علي انصاريان،علي دائي،علي كريمي وغيره!!! --------------------------------------------------------------------------- ساعت 11صبح روز يكشنبه دوازدهم فروردين سال 1386-مكان مجتمع پايتخت دونفرجلوي مجتمع پايتخت ايستاده اندوباحيرت به اين سازه عظيم خيره شده اند،آنهااندركف اين ساختمان ارزشي مانده اندوآنراباسازه عظيم وحيرت انگيزحوض فواره داروزارت سحروجادو مقايسه ميكنندوازاين قيافه هاي خيلي حيرت مندبه خويش خودگرفته اند،اين دوازاعضاي ارزشي سايت فراجهاني جادوگران هستند احترام بگذاريد...اين دو آناكين مونتاگ معروف به آني موني و استرس پادمور استند!!! -حال چرادرب اين متجمع رابسته اند؟شگفتا...حيرتا!!! -آخه كدوم بوقي روز 12فروردين ميادكه بازنگهش دارن؟! وآني موني باحيرت به اين مساله فكرميكندكه خدايي راست ميگويدوبعددوباره فكرميكندكه منظور استرس ازبوق چه بود؟آيااوتوهين كرده بود؟آيااوشوخي كرده بود؟وياآيااوبوق گفته بود؟! -ديلنگ ديلينگ ديلينگ ديلينگ!!! آني موني بايك حركت ارزشي گوشي تلفن همراه خودراكه داراي خط بوقي ايران سل است بيرون مياورد وهمه دركف گوشي وي فروميروند: -فسيل!!! اين صداي موبايل آني موني وبه نشانه فرارسيدن يك پيام كوتاه ازطرف زن ذليل ترين وخشن ترين عضو ارزشي سايت است(دوربين روي صفحه موبايل آني موني زوم ميكند) "يوهاهاهاهاها...من دارم ميام پايتخت!!!" آني موني بعداززدن هفتصدوخرده اي كليدروي موبايلش وبازكردن قفل اين گوشي فراارزشي باكمك يك چكش شروع به تايپ كردن پيام كوتاه ميكند: "موهاهاهاها...پايتخت تعطيله بروپارك ماهم داريم ميايم!!!" ووي دكمه ارسال راميزندوبعدازحدودچهارصدبارپيام خطا دادن پيام كوتاه ارسال ميشودوآنهابه سمت پارك ارزشي ملت براه مي افتند!!! (درب اصلي پارك ملت-ساعت 11:10 ) -مانتي خوراكي دوست داره...مانتي خوراكي درحال راه رفتن دوست داره!!! خشن ترين وزن ذليل ترين موجودعالم بشريت جلوي درب اصلي پارك به حالت فوق العاده خشني ايستاده وبه فرزندبرومندخودكه حدود 3مترونيم قدداردودرحال بازي كردن است نگاه ميكندوافكار خطرناكي از ذهنش ميگذرد: (درذهن رودولف): "اول ميدم مانتي بخورتش بعدش ميدم بلاتريكس بكشتش بعدش ميدم گل گوشتخواردوباره بخورتش بعدش يكم شكنجش ميكنم بعدش باتريلي 18چرخ ازروش ردميشم...اين ارزشي ها كين اينجادارن منونگاه ميكنن؟اين بوق هم كه ديركرده فعلا برم بزنم اينهارابكشم تااين بوق برسه!!!" ولي همينكه رودولف ميايدبرودبزندملت ارزشي رابكشدصدايي بگوش ميرسد: -چهچهچهچهچهچهچه!!! اين صداي موبايل رودولف است وبدين معني است كه براي وي پيام كوتاه آمده،رودولف گوشي راتماشا ميكندوهردوچشمش مبدل به قلب ميشود: "كجايي؟رفتي ميتينگ؟بدون اجازه من؟بچه رو كجابردي؟حالا ميري ميتينگ بادختراي مردم؟ظرفهاروهم كه نشستي؟واي به حالت اگه بادختراي مردم حرف بزني...ميدم سيبل دوساعت باهات حرف بزنه!!!!" -خشانت من!!! بعدازاينكه رودولف سهم خشانت صبحگاهي خودرادريافت ميكندبناگاه چشمش به آني موني واسترس مي افتد(درحال پخش آهنگ حماسي وصحنه اسلوموشن)واين دوبه درب اصلي پارك نزديك ميشوند!!! -بوق برتوباد!!!(نوعي سلام عليك ارزشي رايج ميان مردمان جادوگر) آنهاسپس به انتظارديگراعضاي ارزشي سايت نشستندولي ازاين روكه اين سه بوق بطور زيادي زودآمده بودند تاحدود ساعت 11:40مشغول خنديدن به گوشي آني موني،خط آني موني،خودآني موني،پستهاي آني موني،زن ذليل بودن رودولف،خشانت بلاتريكس،سايت زوپس،سايت فاينال فانتزي،مقالات درحال انتظار براي ترجمان وازاين قبيل چيزهاي ارزشي شدندتاانگاه كه نواي خوفناك فضارابرداشت وازاين دودها آمدو بعدازميان دودهاي سفيدبرادر سالازاراسلايترين به همراه دوستش واردصحن پارك شدند،سپس آنگاه آنها بطور مجدد مشغول صحبت كردن وبوق گفتن برديگران شدند(نوعي آماردادن رايج ميان ملت جادوگر)!!! كم كم ملت سايت فرارسيدند،ابتدامانتي بصورت خوشحال به سمت كسي دويدوبعدهمراه ان شخص هم بصورت خوشحال به سمت مانتي دويدوباصداي بلنداعلام وجوديت كرد: -نون!!! ومافهميديم كه بليزواردميشود،بليزبامقدارزيادي عيدي درچشم ماشبيه علامت دلاربودوهمه خيلي دوست داشتند اومارامهمان كند،سپس آنگاه روحي ازدورپديدارشد،وي هرچه جلوترميامدروحترميشدوما فهميديم كه با پروفسوربينزملاقات ميكنيم،كم كم اعضاي ديگرسايت بشدت رسيدند،ناگاه يك نفربادوربين درحلق ما فرورفت وبشدت مشغول عكسبرداري شد...مااندكي تامل كرديم وبعددرك كرديم وي كالين است،كالين بچه باحالي است چون معدن ميخواندوزمين شناس محسوب ميشودوهركس زمين شناس است باحال است مخصوصااگردكتركي نژادپدرش رادرآورده باشد!!! آنگاه لئوناردودي.كاپريوآمد...بعدماديديم به به پسرم فراز پاتراست ايشان وبعدهگرامدوبعدبلاتريكس پيام كوتاه فرستادوبعدسيبل پيام كوتاه فرستادهمزمان به من وآني موني واينجوري مابه قدرت تايپ كردن وي ايمان آورديم!!! بعدازاندكي تامل تاساحره هاي سايت هم برسندقيافه همه ديدني بود،همه بهم نگاه ميكردندولبخندميزدند آنهاعاشق چشم وابروي هم نبودند،آنهادلشان هم براي هم تنگ نشده بود،آنهايعني ما...تعدادي چتربوديم با لنگروبدنبال مكان مناسب براي بازكردن چترخويش بوديم كه متاسفانه فراهم نشد!!! سپس آنگاه برادر روحمان بينزفرمودند: -بريم ناهار!!! ملت جادوگربه ناهارعلاقه خاصي دارندمخصوصااگردررستوران بوف ظفرباشدومسئولان رستوران بوف ظفروقتي ماراميبينندجزوحشتم نيفزودميشوندشايدچون ماكمي سروصداميكنيم!!! ماميخواستيم سالن بوف رابه تصرف خوددرآوريم ولي مسئولان بوف اجازه ندادندومارفتيم وازاين به بعد واژه بوف به بوق تغييرنام پيداكرد!!! برادرروح ماخيلي گرسنه بودبراي همين مابه مقصدباني چاوراه افتاديم كه تولدسايت درآن بودواين رستوران خوب است وآب جوي دارد!!! درراه اجمعين ملت جادوگرباهم بطورخستگي ناپذيري حرف ميزدندوبوق بوق ميكردندواگركسي نميدانست فكرميكردماداريم عروس ميبريم ودرراه تعدادي خانم باشخصيت ديديم كه دوفقره ماشين دنبال آنهابودوحتما برادران آنهابودندودنبالشان بودندتاكسي مزاحم انهانشودوحيف شدكه مانشديم!!! درهمين احوالات برادرفرازپاترجلوي يك تابلوي ارزشي تبليغاتي رفت واعلان كردبزودي به جاي عكس اين آقاهه عكس وي قرارميگيردوهمه ازوي عكس گرفتندتامدركي باشدبراين مدعاكه روزي روزگاري ما باوي دوست بوديم تابعدابتوانيم بامدرك چتروي شويم وبرويم بوق!!! طريقه طي مسيركردن ملت جادوگرچيزي درحددمت گرم بود،استرس وبينزبافاصله اي حدود ده كيلومتر جلوترازهمه ميرفتند،بعدگروه خشن رودولف،آني موني،فرازپاتر ،بليز،هگربودندوبعدديگراعضاي سايت وآخرازهمه خواهران سايت بودند!!! اندكي بعدجلوي يك پل ماشين روصحنه بيناموسي شديدي داشت بوجودميامدوجاي عله خالي وجاي گيلدي خالي وجاي برادرحميدهم بشدت خالي!!! متاسفانه صحنه بيناموسي نيمه پايان پذيرفت وماديديم اي بابا برادران استرس وبينزنيستندوبعددرك كرديم آنهاطفلكي هاواقعا گرسنه شان بود!!! مابه باني چاوشديم ورفتيم طبقه بالاجلوس فرموديم وغذاسفارش داديم وطفلكي مسئول رستوران احتمالا وحشت كردوغذاها ماخيلي زودآماده شدومااينجابودكه واقعا فهميديم برادرروح ما بينزخيلي گرسنه بود چون وي يك عالمه مرغ سوخاري رابطور خشانت انگيزي ميخوردوماكف كرده بوديم!!! اولين عزيزي كه ناهارش تمام شدآني موني بودوبه همين سبب قرارشدمانتي براي مهماني يك شب ناغافل به خانه وي برودوباهم بازي كنند!!! بعدازناهاراعضاي سايت مشغول زدن حرفهاي ارزشي شدند؛درموردسربازي عله،افتادن كارت پايان خدمت عله روي زمين،قزوين،آجاس،آفتابه،جام آتش،خشانت بلاتريكس،ميزان سرعت نوردرفضا،نزديكترين خورشيدبه زمين،خلقت بشريت،جديدترين آيه سوره توبه،فوتون شدن ملت،سرعت فرانور وفيزيك زمين فضا ازجمله حرفهايي بودندكه بين افرادردوبدل شد...سپس آنگاه اين ملت ارزشي به سمت پارك ملت دوباره براه افتادندولي بايك فرق...برادرروح ماكه حالا سيرشده بودبهمراه برادراسترس آخرين نفرها بودند!!! سرانجام رودولف برگشت...زن وي-بلاتريكس-تماس گرفت ووي رابه خانه فراخواندومن ازجلوي اسكان بابرادران وخواهران ارزشي خودم باي باي كردم وبه خانه رفتم!!! به گزارش برادر آني موني حاج دارك لردوبرادر پيام فخرائي درپارك به اين جماعت اضافه شدندومسلما بدبخت درختچه هاي ازگيل وبدبخت درختهاي كاج وبدبخت مردم پارك...ازقرارمعلوم اين ميتينگ طرفهاي ساعت7به اتمام رسيده!!! ------------------------- مديريت ميتينگ:سالازاراسلايترين مسئول جمع كردن پولهاي مردم:پروفسوربينز مسئول نوشتن شناسه كاربري مردم:استرس مسئول لوازم وادوات جنگي:رودولف لسترنجس مسئول ارسال پيامهاي خشانت بار:بلاتريكس لسترنجس مسئول گرفتن عكسهاي ارزشي:رودولف+استرس+سالازار درحاشيه: 1/خواهربزرگتربرادر من فرازپاتريك زمين شناس است،درودبروي باد!!! 2/برادركالين معدن ميخوانده وبادكتركي نژادآشناست وبا پورفرضي هم همينطور وبازهم درود بروي باد!!! 3/دراكومالفوي،برادرمظلوم مامشغول نقشه برداري دروسط كويرلوت است به گفته عده اي از برادران!!! 4/بوق!!! 5/مسئولان رستوران بوق براي جلوگيري ازورودمابه سالن درب آنرابسته جلويش يك نگهبان گذاشتند كه بوق برمسئولين رستوران وبرسالن آنهاباد!!! 6/مسئولان نيروي انتظامي بماهيچي نگفتندچون گويا مايكمي داشتيم وحشي بازي درمياورديم!!! 7/بوق!!! -------- باتشكرازمسئولان محترم رستوران باني چاو بوق برمسئولان محترم رستوران بوف(بوق) بوق برمسئولان مجتمع پايتخت كه بسته بود باتشكرازحراست پارك ملت كه بابيل دنبالمان نكرد باتشكرازشبكه ايرانسل كه بوق بازي درنياورد باتشكرازبرادرسالازاربراي مديريت عجيبش!!! باتشكرازآني موني بخاطراطلاع دادن بموقعش درموردميتينگ وتعطيل بودن مجتمع پايتخت باتشكرازبابام كه ازخواب بزوربيدارش كردم حاضرشدمنرابرساند |
|
+ وقوع زلزله در
سه شنبه 1386/01/14ساعت 0:33 قبل از ظهر توسط سیاهپوش |
|
|
دوران پرکامبرین پتروداکتیل مخزن |
| این زمین شناس |
دکتر تقوی،فوق دکترای حذف،فوق تخصص چکش،دارای بورد تخصصی روان شناسی سنگها
|
|
RSS
|