![]() |
![]() |
|
| گر شما عاقلان دورانید...گریه شاه را بیاد آرید!!! |
|
انتخاب واحد ازديربازامري خطيربراي دانشجويان بوده است،دركتيبه هاي بدست آمده از حفاري هاي سوادكوه وبومهن در تپه ماهورهاي بسيارباستاني منطقه چنين نتيجه گيري شده است كه دردوران پركامبرين وقتي سلولهاي ريز بنيادين هم براي تعيين واحدميرفتند با چنين مشكلاتي مواجه بوده اند،همچنين ديرينه شناسان بعدازبررسي هاي خيلي شديدي روي استخوانهاي پاي دايناسورها بدين نتيجه رسيدند كه نسل اين موجودات زحمت كش بعلت ايستادن زياد به دارفاني آويخته شده اند...همچنين آنها در بقاياي جسدماموتها قسمتي از سنگي راكه به عنوان برگه انتخاب واحدفرض ميشده پيداكردند كه احتمالا صاحبش ديگر لازمش نداشته!!!
دربررسيهاي بيشتردرناحيه قطب شمال هم بقاياي ساختماني پيداشده كه درميان يخهاي قطبي مدفون است وشگفتا اينكه درميان يخها جسديك عدد انسان نئاندرتال يافت شده كه چشمانش به اندازه اين كارتون ژاپني هابازدشده ودرحال نگاه كردن به يك سنگ است،چيزقابل توجهي درسنگ بجزعكس يك گله دايناسور درمقابل يك خط پيدانشد،دانشمندان گمان ميبرند يك گله دايناسور بهاي يك واحد عملي اين فردبوده!!! حالا بعدازاين مقاله علمي-فرهنگي-هنري ميرسيم به بخش باخبرنگاران!!! "ساعت هفت صبح روز پنج شنبه...دانشگاه غرق سكوت وتاريكي...اشباح به آرامي ميايند وميروند وصداهاي وحشتناكي درمياورند...باران شرشر ميبارد وصفهايي از انسانهايي خسته ودرمانده جلوي هرساختمان تشكيل شده است،خيس ازباران وخسته از ايستادن درصف!!! برق رفته وعده اي دانشجوي فعال جلوي بردي خسته ايستاده اند...موبايلها بدست ويكي واحدهارا بلندميخواند وديگران زيرنور موبايل ديگران يادداشت برميدارند...نواي از يكي برميخيزد كه واحدهاي عملي چندتومان است وديگري محكم ميزند توي سرش!!! باتشكر از مديريت محترم رستوران اسلايس كه حالي دادبما اساسي!!! باتشكر از هفت تريلي كه درراه قيچي كرده بود بدفرم... باتشكر ويژه ازاون آقاهه كه ماشين مارابا آنجا اشتباه گرفت ونشست بغل ماشين ماوخدايا به اميدتو!!! |
|
+ وقوع زلزله در
شنبه 1385/11/21ساعت 1:58 قبل از ظهر توسط سیاهپوش |
|
|
فرداروزبزرگی است...فردا روزی است که اتفاق خوبی خواهدافتاددراین مملکت...فردا یک شخص مهم به چالوس برمیگردد...فردامابرای انتخاب واحد به چالوس میرویم خبرمرگ متی!
البته درحالی برای انتخاب واحدمیرویم که نه کی نژادنمره هارااعلام کرده نه انصاری نه مبخوم ونه متی...البته متی همه راقبول کرده وگفته من خانم تقوی راعمرا قبول کنم وازاین جهت ملتی به من افتخارمیکنند!! روز پنج شنبه انتخاب واحدمیکنیم...دراین روز ازنظرمالی بشدت فقیرمیشویم وبعد برمیگردیم تهران...مامان من میگوید ۵شنبه نروید عمه نرگست میخواهدبیاید خانه ما...عمه نرگس چیزی است که وقتی من کنکور قبول شدم وی رابدون تاید وسفیدکننده شستم وروی طناب رخت پهن فرمودم چون اوخیلی عمه بود!!! وی-عمه مربوطه-خیلی عمه خوبی بود فقط اگردهنش رامیبست کارخوبی میکرد...وی فتنه های خاصی درفامیل براه می انداخت...آنهم برعلیه پدرومادرمن وخودم...خودم به جهنم ولی من هیچوقت نمیتوانم قبول کنم کسی به والدین من آسیب بزند،چه جسمي چه روحي وهركس چنين كاري بكند مستقيما بامن طرف است...اين عمه محترم ماهم خيلي موش دواني كرد،خيلي از دعواهاي خانوادگي مابخاطر فضولي هاي اين موجود كثيف بود وبراي همين ازوقتي يادم است ازاو متنفربودم!!! بالاخره روزي كه اوبراي اخرين بارخانه مان آمد وشروع كردبه مسخره بازي هرچه از دهنم درميامد بدون هراس وبدون توجه به علامتهاي مامان وبابا به او گفتم...مامان اينها اول هي هيس هيس ميكردند بعدازشدت حيرت درجا ميخكوب شده بودند وفقط گوش ميكردند!!! بالاخره بعداز حدود ده سال سكوت هرچه ميتوانستم به او گفتم وحالا بعداز سه سال زندگي راحت بدون دغدغه مامان ساده من ميخواهد آنهارابه خانه راه بدهد...من به مامان گفته ام قبلا كه اگرآنها بيايند من ميروم خانه صدف ياخانه نازنين اينها...من حوصله قيافه نحسش راندارم!!! خداراشكركه اين هفته نميايد...چندروز پيش رفتم تحريريه...بعدعمري!!! خلي خوش گذشت...دلم براي بچه هاي تحريريه واقعا تنگ شده بود...درتلاش براي شماره ويژه نوروز هستم،كلي كاردارم كه بايد انجام بدهم...احتمالا جمعه بروز ميكنم باتعدادي عكس!!!!! |
|
+ وقوع زلزله در
چهارشنبه 1385/11/18ساعت 2:1 قبل از ظهر توسط سیاهپوش |
|
|
دوران پرکامبرین پتروداکتیل مخزن |
| این زمین شناس |
دکتر تقوی،فوق دکترای حذف،فوق تخصص چکش،دارای بورد تخصصی روان شناسی سنگها
|
|
RSS
|