![]() |
![]() |
|
| گر شما عاقلان دورانید...گریه شاه را بیاد آرید!!! |
|
بعدازعمري بعداز سالهاي زياد وتلخ دوري ازوطن وبعداز بيماري كشنده سرماخوردگي فطيري كه داشتم موفق شدم امروز به انقلاب شرف ياب شوم...اين همه كتاب فروشي رابيخيال پيراشكي فروشي هارابچسب...پيراشكي چيزي ناياب درچالوس است بخصوص نوع كثيف وخوشمزه اش كه همه چي درآن ميريزند،ازقارچ گرفته تا جوراب سه سال شسته نشده!!!
بهرحال امروز به محض شرف ياب شدن يك پيراشكي زديم دررگ وخدايا به اميدتورفتيم كتاب بخريم...من نميدانم بجاي ليست كتاب بدست آقاهه فحش خواهرمادر داده بودم اونجوري نگاهم ميكرد؟ بعدش آقاهه گفت كلا كتابهاي زمين شناسي نداريم...كل انقلاب به اضافه فرعي هاي مخوفش رادنبال كتاب دگرگون گشتم ولي نيافتم كه نيافتم وبراي همين دوباره يك پيراشكي خريدم!!! فردا ميخواهم جشن تولدبگيرم...به ملت زنگ زدم كه تولدم است بزبان خوش بيائيد هديه بدهيد ونميدانم چرا بطور ناگهاني همه مردند...بهرحال من ازهمه هديه ميگيرم مگه الكيه؟! |
|
+ وقوع زلزله در
یکشنبه 1385/08/28ساعت 11:43 بعد از ظهر توسط سیاهپوش |
|
|
امروز بعدازكلاس متي چالوس رابه قصدتهران فرار كرديم...قابل ذكراست وقتي رفتيم كلاس متي هواصاف وآفتابي بود وبلبل ميخواندبه چه ماهي ولي ازوقتي اين مظهر نحوست داخل كلاس شد ابرهاي سياه آمدند وباريدند وهواسردشد عين سيبري...خدايي منحوس است!!!
درراه مابه پدرمحترم گفتیم بیاازهراز برویم من اعصاب ندارم ولی بابا گفت جاده خوب است ومن درمرزن آباد فهمیدم لاستیکهای ماشین ماصاف است وبدین ترتیب مردم...بابا همچنان لبخند میزد آقای جای همه خالی ازبعد هزارچم هواعملا غیرقابل دیدن بود...تابحال درعمرم مه زیاد دیده ام بخصوص اینکه زیاد در مسیر چالوس میایم ومیروم ولی باورکنیدبه عمرم چیزی به این وحشتناکی ندیده بودم...هوا کاملا سیاه بود...بشدت برف میبارید وزمین لغزنده بود..نه خط جاده معلوم بود ونه هیچ چیزدیگری...ما بودیم وجاده وبرف وتاریکی مطلق...علاوه براینکه ترسیدم لذت هم بردم...فضای جالبی بود،وحشتناك ودرعين حال گيرابود...ماشين عملا ايستاده بود تاوقتي يك پليس راه آمد وجلوي ما راه افتاد ومابه آرامي دنبالش رفتيم وبالاخره كندوان ازمه عجيب سياه خارج شديم...باباي من براي اولين باردرجاده گرخيد!!! درتمام راه بعدكندوان آرزو كردم اي كاش...فقط اي كاش يكبارديگر فرصت ديدن آن صحنه راداشته باشم...هیچوقت فراموشش نمیکنم چون واقعا زیبابود...زیبا وترسناک...فوق العاده!!! |
|
+ وقوع زلزله در
شنبه 1385/08/27ساعت 10:39 بعد از ظهر توسط سیاهپوش |
|
|
امروز میخواهم رکورد سریع پست زدن را بشکنم چون کاردارم بزودی بابایم میاید دنبالم!!!
الان من به سرعت از سرکلاس زبان بصورت پیاده آمده ام کافی نت همانند موجودات خوره که به کاروزندگی خویش برسم والان اینجا قطع شده وای بمیرد که وصل شدگویا!!! خوب قبل ازهرچیزمن مریض شدم فطیر وسرماخورده ام بدفرم ولی دارم خوب میشوم نیشت راببند باتشکر از تلاشهای مستمر سینا در تشخیص بیماری وهانی در دزدیدن میوه از باغ مادربزرگش برای من ونازنین از فحشهایی که نثارمن کرد...باتشکر از بابام که آخر خونسرد بلندشده آمده اینجا میگوید تاوقتی خوب نشدی نمیرم!!! |
|
+ وقوع زلزله در
پنجشنبه 1385/08/25ساعت 5:19 بعد از ظهر توسط سیاهپوش |
|
|
دوران پرکامبرین پتروداکتیل مخزن |
| این زمین شناس |
دکتر تقوی،فوق دکترای حذف،فوق تخصص چکش،دارای بورد تخصصی روان شناسی سنگها
|
|
RSS
|